سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
...راه بهشت...

...راه بهشت...


آنقـــدر عمیقه که ته نداره...
آنقــــدر وسیعه که تو قد و قامت آدمی آدما جا نمیشه...
آنقــــدر توی این بی کران قشنگی ها آرامش هست؛ که تا تهِ تهش هستم.
آنقـــدر تو این احساس رو نمی فهمی که من اینقــــــــــدر تنهای تنهام.


نوشته شده در چهارشنبه 16/1/91ساعت 10:40 صبح توسط نسیم نظرات ( ) |

بزرگ شدن دردناک است و
من تمام وجودم درد می شود...
نمی دانم چقدر از کوچکی هایم کم شده...
در این هیاهوی دلم که جای پای تردید حتی به اینجا...(راه بهشتم) نفوذ کرده
یک خواسته حتمی ست!
کم نشو !
حتی اگر درد چاره ساز خُردی ام نشد ؛
کوچک بپذیر مرا و
کم نشو از زندگی من
خدای من!


نوشته شده در دوشنبه 8/12/90ساعت 10:0 صبح توسط نسیم نظرات ( ) |

می دانی! دلم به جای طپش
تیک تاک می کند ...
به خاطر نقطه چین هایش؛
هر ساعت که می گذرد، تردید پر کردن جاهای خالی بیشتر می شود...


نوشته شده در دوشنبه 10/11/90ساعت 11:22 صبح توسط نسیم نظرات ( ) |


لنگه های چوبی در حیاطمان گرچه کهنه اند و جیر جیر میکنند  ؛


محکمند ...


خوش به حالشان که لنگه همند . . .


پی نوشت: این روزها خیلی بیشتر از همیشه به این فکر می کنم که چگونه بگویم ؛
خدا (حسین پناهی) را رحمت کند ؛ قشنگ گفته . منتظر نوشته های من که هرگز نمی خوانی ،
یا می خوانی و هرگز نمی فهمی باش ... بزودی خواهم گفت .


 


نوشته شده در یکشنبه 20/9/90ساعت 8:59 عصر توسط نسیم نظرات ( ) |


Design By : Pars Skin